• خانه
  • شعر
  • شعر ترجمه
  • چند شعر از: عبدالقادر سعید (شاعر معاصر کرد) ترجمه از «خالد بایزیدی دلیر»

چند شعر از: عبدالقادر سعید (شاعر معاصر کرد) ترجمه از «خالد بایزیدی دلیر»

چاپ ایمیل تاریخ انتشار:

چند شعر از: عبدالقادر سعید (شاعر معاصر کرد)ترجمه از «خالد بایزیدی دلیر»

 

1-

نمی دانم:

چندازکبوتررنگین ام

پرمی گشاید؟

اما همیشه عادت کرده ام

درگه قفس دل را

بازبگذارم

2-

درتنهایی

به همدیگرمی اندیشیم

درکنارهم نیز

به تنهایی؟!

3-

هیچ کس همچون بازرگانان

به زنهایشان نمی اندیشند

که ازآنان دورمی شوند

هیچ کس همچون زن بازرگانان

به تنهایی نمی اندیشند

که درکنارشوهران شان

چرت می زنند؟!

4-

مادرم نان پز خانه ها بود!

او آن داستانها را می داند:

که چقدر بی احترامی

به نان می شود

5-

زندگی ام برای همین

تلخ است

چون که شیرینی تو

یادآورم می شود

که اکنون

قادر نیستم بچشمش

6-

آژیر کارخانه ها

زنگ زدن دل سرمایه داران است

که این چنین …

تند می نوازند

7--

تاریخ فقر

بر می گردد به کشف

جاپای نخستین انسان روی زمین

برروی سنگ

8--

خواهرم!

خانه ها را تمیز می کرد

اما به خاطر بوی چرکین دل زنگار بسته شان

ازکارش دست کشید

و هماکنون بیکار است؟!

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جلسات ادبی تفریحی

jalasat adabi tafrihi

اطلاعات بیشتر

مراسم روز جهانی داستان با حضور استاد شفیعی کدکنی، استاد باطنی و استاد جمال میرصادقی
جلسات ادبی تفریحی کانون فرهنگی چوک
روز جهانی داستان و تقدیر از قبادآذرآیین سال 1394
روز جهانی داستان و تقدیر از فریبا وفی سال 1395
یازدهمین جشن سال چوک و تقدیر از علی دهباشی شهریور 1395

جلسات کارگاهی آزاد

jalasat kargahi azad

اطلاعات بیشتر

تماس با ما    09352156692

اشکال یابی جوملا

جلسه

اطلاعات مشخصات

حافظه استفاده شده

پرس و جو پایگاه داده