قصه «ERROR» نویسنده «پونه شاهی»

یکی بود یکی نبود. همه بودند فقط _ اونی که من می‌خواستم نبود. زیر گنبد کبود سه تا الاغ مهربان سالهای سال با هم زندگی می‌کردند. از وقتی کره‌ای بیش نبودند کنار هم بودند؛ با هم جفتک‌هایشان راانداخته بودند. با هم یونجه‌هایشان راخورده بودند. با هم روی چمنها غلت زده بودند. تا حالا که هر کدامشان برای خودشان خری شده بودند. این الاغ‌های نازنین دوستان خوب و وفاداری برای هم بودند.

ادامه مطلب: قصه «ERROR» نویسنده «پونه شاهی»




نثر طنز، معانی طنزآمیز واژگان / نصرت کریمی

ادامه مطلب: نثر طنز، معانی طنزآمیز واژگان / نصرت کریمی




یادداشت طنزی از داود نیکومنش

دربیمارستانی خصوصی درشهر (ب آ بُ ل) خانم دکتر (سم) باندی نیم متری رادرشکم بیمارجاگذاشت.

وقتی که این خبر راخواندم، من هم مثل شما اصلاً باورنکردم. واین را توطئهای ازطرف سایراقشار زحمت کش حسود زیرفشارخط فقر، برای تخریب جامعهٔ زحمت کشتر پزشکان دانستم. آخر مگر چنین چیزی ممکن است. مگر می‌شود درشکم یک بیمار ولو زن، یک باند نیم متری جا گذاشت. اگر ماها زیرخط فقریم واز زیرخط فقراست که مریضیم به دکترها چه مربوط است که ازامراض ما پولد ارمی شوند. مگر آن‌ها مسبب عود کچلی، بواسیر، گال، فتق، آنفولانزای گاوی وغیره ماهستند. خداییش کلاه هم خوب چیزی است. نه آن کلاهی که ازسردیگران برداریم و زیر خط فقر ببریمشان، بلکه کلاهی برای قاضی کردن.

ادامه مطلب: یادداشت طنزی از داود نیکومنش




پرسشنامه مارسل پروست، پاسخ احمدرضا احمدي-طنز

بنظر شما نهايت بدبختي چيست؟

كه انسان با لكنت زبان امتحان جدول ضرب بدهد.

كجا را براي زيستن دوست مي داريد ؟
ـ داخل پرانتز را

ادامه مطلب: پرسشنامه مارسل پروست، پاسخ احمدرضا احمدي-طنز




پیر و سلطان محمود - طنزی از عبید زاکانی

سلطان محمود،پیری ضعیف را دید که پشتواره خار میکشد.
بر او رحمش آمد گفت:
ای پیر دو سه دینار زر میخواهی یا درازگوشی یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم،تا از این زحمت خلاصی یابی
پیر گفت:زر بده تا در میان بندم و بر درازگوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم
سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند .

برگرفته از:گزیده طنز عبید زاکانی




حکایت طنز بهلول و مسجد

می گویند: مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟گفتند: مسجد می سازیم.
گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.
بهلول خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند « مسجد بهلول» شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است « مسجد بهلول». ناراحت شدند؛ بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟
بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضا مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند.




از میان رضایت نامه ها/ صمد بهرنگي -طنز

در مدرسه ای در یکی از روستاها، از شاگردان خواسته بودیم که از پدرشان رضایت نامه ای بگيرند و بیاورند از دویست نفر شاگرد، فقط یکی بود که پدرش از او راضی نبود دیگر شاگردان رضایت پدر و مادر خود را فراهم کرده بودند! اما در این میان جمله های خوشمزه و بی معنا نیز وجود داشت که چند تا از آنها را در زیر برایتان می نگارم

ادامه مطلب: از میان رضایت نامه ها/ صمد بهرنگي -طنز




دَمدَمی/ علی اكبر دهخدا -طنز

اگرچه دردسر می دهم، اما چه می توان كرد نُشخوار آدمیزاد حرف است. آدم حرف هم كه نزند دلش می پوسد. ما یك رفیق داریم اسمش دَمدَمی است. این دمدمی حالا بیشتر از یك سال بود موی دماغ ما شده بود34 كه كبلایی ! تو كه هم از این روزنامه نویس ها پیرتری هم دنیا
دیده تری هم تجربه ات زیادتر است، الحمدلله به هندوستان هم كه رفته ای پس چرا یك روزنامه نمی نویسی؟!

ادامه مطلب: دَمدَمی/ علی اكبر دهخدا -طنز




چند کاریکلماتور از «داود نیکومنش»

ادامه مطلب: چند کاریکلماتور از «داود نیکومنش»




دو کاریکلماتور از پرویز شاپور

ادامه مطلب: دو کاریکلماتور از پرویز شاپور




تاثیر دعا - طنزی از پائولو کوئیلو

ادامه مطلب: تاثیر دعا - طنزی از پائولو کوئیلو




«یک عدد مرد شاید هم نامرد» نویسنده «محمد اکبری هشترودی»

ادامه مطلب: «یک عدد مرد شاید هم نامرد» نویسنده «محمد اکبری هشترودی»




كاريكلماتورهاي«محمد سعيدي‌مهر»

ادامه مطلب: كاريكلماتورهاي«محمد سعيدي‌مهر»




سه نوشته کوتاه از عبید زاکانی

ادامه مطلب: سه نوشته کوتاه از عبید زاکانی




کاریکلماتورهایی از حسین ناژفر

ادامه مطلب: کاریکلماتورهایی از حسین ناژفر




در پایان کار، منوچهر احترامی

ادامه مطلب: در پایان کار، منوچهر احترامی




خاطرات نوروزی نه سالگی نسیم عرب امیری

ادامه مطلب: خاطرات نوروزی نه سالگی نسیم عرب امیری




کاریکلماتورهایی از سهراب گل هاشم

ادامه مطلب: کاریکلماتورهایی از سهراب گل هاشم




اسماعیل امینی حرفش را پس می گیرد!

ادامه مطلب: اسماعیل امینی حرفش را پس می گیرد!




قلب اینترنتی امید مهدی نژاد

ادامه مطلب: قلب اینترنتی امید مهدی نژاد




آخر دنیای سعید ترشیزی

ادامه مطلب: آخر دنیای سعید ترشیزی




غلطنامه دانشجویی علیرضا لبش

ادامه مطلب: غلطنامه دانشجویی علیرضا لبش




کاریکلماتورهایی از مهدی فرج اللهی

ادامه مطلب: کاریکلماتورهایی از مهدی فرج اللهی