نگاهی به مجموعه شعر «شلوغ‌تر از باد» سرودهٔ «سلبی‌ناز رستمی»؛ «نسیم محمدجانی»/ اختصاصی چوک

«شلوغ‌تر از باد»[1] نام مجموعه شعر سپیدی از شاعر، مدرس و منتقد ادبی معاصر، خانم سلبی‌ناز رستمی است که در سال 1394 توسط هنر رسانه‌ای اردیبهشت، انتشار یافته است و شامل 103 شعر سپید است؛ ازبیست و هشت سطری تا سه سطری.

پس از احمد شاملو_بنیان‌گذار قالب شعر سپید_ این قالب با شاعرانی مثل سهراب سپهری (شعر اشراق)، فروغ فرخزاد (شعر مؤنث)، هوشنگ ایرانی (شعر بنفش)، احمدرضا احمدی (موج نو)، یدااله رؤیایی (شعر حجم)، اسماعیل نوری علاء (شعر پلاستیک)، منوچهر آتشی (موج ناب)، نصرت رحمانی (شعر سیاه)، کیومرث منشی زاده (شعر ریاضی)، سیدعلی صالحی (شعر گفتار)، علی باباچاهی (شعر پسانیمایی)، رضا براهنی (شعر زبانی)، ابوالفضل پاشا (شعر حرکت) دستخوش جریانات و فراز و فرودهای زیادی قرار گرفت. [2]

و شعر بسیاری از شاعران سپیدسرای معاصر تحت تأثیر نه یکی از این جریانات، بلکه ردپایی از جریانات مختلف نامبرده را در خود دارد که البته گاه چندان در آثار شاعران جوان معاصر قابل تفکیک نیست؛ هرچند ممکن است ردپای برخی جریانات را بیشتر و پررنگتر در برخی آثار ببینیم؛ و از منظر دیگر، در یک مجموعه شعر، ممکن است در شعری، رد پای شعر حجم و در شعری دیگر ردپای شعر گفتار را ببینیم و این یعنی جریانات مختلف و پیشینهٔ شعر معاصر، به هرحال تأثیر خود را بر خط فکری و ذهنی شاعران گذاشته و می‌گذارد، حتی اگر آگاهانه نباشد؛ و شاید هر یک از این جریانات، مانند قالب‌ها و اوزان مختلف شعری، برای نشان دادن حس و حالی از شاعر مناسب باشند؛ گاه لازم است شاعر حرفی را در ساده‌ترین شکل و مطابق زبان محاوره و گفتار (شعر گفتار - سید علی صالحی -) و گاه در شکلی پیچیده‌تر (شعر حجم - یداله رؤیایی -) و گاه پر از تصویر (شعر پلاستیک یا تجسمی - اسماعیل نوری علا -) و گاه رهایی از تصویر محوری (شعر زبانی رضا براهنی) نمود یابد و برخی شاعران هوشمند به این نتیجه رسیده‌اند به جای وابستگی به خط فکری خاص، از گلستان اندیشه‌های صاحب نظران و پژوهشگران معاصر، زیباترین و خوشبوترین‌ها را

گلچین نموده و در آثارشان از آن بهره‌مند گردند. با نگاهی دقیق به سپیدهای مجموعه شعر «شلوغ‌تر از باد» به سادگی در می‌یابیم که پای دلگویه‌های شاعری آگاه نشسته‌ایم؛ گاه پیام ژرفی رابه ساده‌ترین و کوتاهترین شکل بیان می‌کند:

آرزو می‌کنم که برگردی /گرم و خیس / میان گونه‌هایم. (ص 94)

و گاه به پیام ساده‌ای (مانند بیان دلتنگی ها) با آرایه‌های ادبی جلوه‌ای خاص می‌بخشد:

...می‌ترسم از این لبخند نشکفته / بر لب این سنگ پاره‌ها / از ترانهٔ شعله خیزی که آوازش،/ در رگان سرخ خاک می‌دمد...(ص 71

:سپیدهای این مجموعه از لحاظ صور خیال و فضاهای تازه،بسیار غنی و روسپیدند

صدای هیچ کابوسی /حفره‌های گوشت را پر نمی‌کند /و این غروب /با نرمهٔ تلخ سکوت /چاک زباتش را نمی‌بندد /اصلاً این راه به تو نمی‌رسد /دوری /دورتر از دست‌های باد /و استخاره‌ای /که مدام /در حدود خلوت این کوچه‌های دلتنگ / از پی نشانی تو می‌دود /دورشدن میان این همه آدم و گیاه /قرابتی نیست که هر شب چنان خوابی شیرین /تو را در بر بگیرد/بیاویزد بر گیسوان درهم شبی /که در اتاق خالی هم گریه می‌کند...(ص 52)

این سپید با حلقه‌هایی زیباست؛ اما ارتباط بین حلقه‌ها به سادگی و با یکی دو بار خواندن به دست نمی‌آید و التذاذ ادبی با چند بار مرور شعر و تأمل و تفکر ایجاد می‌شود که شاید ویژهٔ مخاطبان خاص و با حوصله باشد؛ اما حلقهٔ پایانی همین سپید و خیلی از سپیدهای دیگر این مجموعه، با کوتاه شیوا و زیبایی روبه رو هستیم:

آه/دیر زمانی است /که عطش هیج قرص خواب آوری /سنگ را /ماهی /و ماهی را / سنگ نمی‌کند. (ص 53)

و این سطور پایانی از شعر «هنوز هم صداهایی هست»: هربار که خندیدیم / هربار که رفتیم و آمدیم / چیزی از دنیا کم شد / اما / تو سکوت بودی / این را از جای خالی‌ات فهمیدم. (ص 69)

یا این سطور پایانی از شعر «طعم تلخ دهان»:

...تا کمر راست نکرده این خواب‌های پریشان / به درختان سر کوچه بگو /خوش آوازترین پرنده‌ها / ساکن تنگ‌ترین قفس جهان‌اند. (ص 85)

سروده‌های این مجموعه پر از تصاویر سورئالیسمی است؛ تصاویر مفهومی و زیبا و خلاقانه که در عالم واقعیت نمی‌توان نشانی از آن یافت:

دست‌های بی ریشه‌ام را /بر لب این پنجره بکار. (ص 99)

دارم می زند درختی / که از شکاف پنجرهٔ تو رویید /دار و درخت چه پارادوکس عجیبی / که حلقه بر گردنم می‌زند؟!(ص 88)

شاعر شلوغ‌تر از باد، آگاهانه و برای ایجاد ارتباط و صمیمیت بیشتر خواننده با سروده‌هایش، بیشتر از زاویهٔ نگاه اول شخص مفرد بهره گرفته:

التماس نمی‌کنم / که سکوت چشمانم را رها کنی /در سکسکهٔ بی واسطهٔ اشک‌هایم. )ص 56(

و حتی اگر گاهی هم زاویهٔ نگاه، سوم شخص باشد، معمولاً اشاره به یکی از ابعاد وجود خود دارد

به سکسکه افتاده‌اند / آدم‌های سپید این چهارچوب خالی / تصویری از جهان اگر باشد / چه زود از آب و آیینه /حتی از قرابت چشمان تو پاک شده‌اند. (ص 46

یا: گاهی / دلتنگی بهانهٔ خوبی‌ست / که دست بیندازد بر گردن خاطرات / در شلوغی پیاده روهایی که / هر روز با تو قدم می زند. (ص 48

آشنایی زدایی ها در شلوغ‌تر از باد:

با توجه به اینکه سپیدهای این مجموعه، تصویرپردازی‌های غلیظی دارد و همان طور که در پیش آمد نسبتاً سورئالیسمی است، خواننده با تناقض و آشنایی زدایی‌های زیادی مواجه می‌شود؛ یعنی شاهد ساختارشکنی فراگیری در ارتباط منطقی بین جمله و حلقه‌های یک شعر هستیم و مکرراً حرکت تصاویر از واقعی به فرا واقعی است: حالی نمانده/ می‌خواهم شعر بگویم / می‌خواهم خلوت ریه‌هایم را / پر کنم از خشکسالی ابری/ که با دستمال خیس هیچ خاطره‌ای نمی‌بارد... . (ص 36)

و گاه با تغییر حرکت از عین به ذهن، نمادهای تازه می‌آفریند:

هر بار که به دیدنم می‌آیی / ناخودآگاه می‌خندی /حرف می‌زنی /و بومی‌ترین آوازهایت را / می‌ریزی در گلوی درنایی مرده!...(ص 24)

«درنایی مرده» همان «تو» یی هست که به خاطر فاصله و دیر به دیر آمدن‌ها، در نگاه شاعر «درنای (مرغ مهاجر) مرده» تصور شده‌است.

یا سطور زیر در شعر «شب عزیز» که با آوردن فعل «ببندد» برای فاعل «شب» بعد از تشبیه مضمرش به «باد» که تناقض و طنز را با هم داراست:

این شب /دم بریده‌تر از گیسوان باد نیست /که به ناکامی /قصیدهٔ بلند آوازهایش را /ببندد پای هر پرنده‌ای که به هیچ سو نمی‌وزد...(ص 34

یکی دیگر از نشانه‌های آشنایی‌زدایی در شعر شاعران، استحاله است؛ استحاله یعنی واژه‌ها از لحاظ معنی دگرگون یا به طور ناگهانی جانشین واژه‌های دیگر شوند؛ در شعر «به سراغم بیا» بعد از سه بند که دو بندش با «به سراغم بیا» آغاز شده است و حدیث انتظاری ژرف است؛ در بند چهارمش البته با اندک زمینه‌ای ضمنی، «من» شاعر، استحاله می‌یابد به «برگی»:

...به چه دلخوش کند /برگی / که نه بالا می‌رود / و / نه به زیر می‌ماند؟!(ص 51)

یا در بند آخر سپیدِ «می‌ترسم» که «درختی» همان «من» شاعر است:

...الفراق / از سکوت مردهٔ این باغ / و درختی /که از حس بی‌برگی / بوی کلاغ / گرفته است. (ص 37

رنگ واژه‌ها در مجموعه شعر شلوغتر از باد، نمودی برجسته و رنگین دارد:

به سراغم بیا / با بارش رنگ‌هایی که تو را می‌شناسند /قرمز / آبی / سبز / و برگی که از لای پلک نیمه باز شب / بر خواب نارنجی تو می‌وزد. (ص 50

با یک حساب سرانگشتی (جدا از خود واژهٔ «رنگ» که حدود پانزده بار به خدمت سروده‌های این مجموعه درآمده‌اند.)؛ حدود سیزده رنگ مختلف، سی و سه بار در سروده‌های این مجموعه به کار گرفته شده‌است که رنگ‌های سیاه، سفید، سبز و سرخ کارکرد تقریباً مساوی و بیشتراز سایر رنگ‌ها دارند و در این بین رنگ‌های «سپید» و «سرخ» بیشترین کاربرد را؛ و این با توجه به کارکرد معنایی رنگ‌ها به موازات حرکت ساختاری شعرهای این مجموعه، نشان از اعتدال روحی و حس و حال شاعرانه‌ای پویا دارد که با توجه به بحث‌های گستردهٔ جایگاه رنگ به ویژه در شعر معاصر، پرداختن بیشتر به این مورد را به مجالی دیگر واگذار می‌نمایم:

پروانه نیستم ولی تکه‌هایی از تو/رد انداخته‌اند بر سر انگشتانم /بر شاخه‌های لبریز از برف و باران / آن هنگام که شکوفه‌هایش /سرخ می‌شود با اولین بوسهٔ بهاری. (ص 62

خانم رستمی از آنجا که خود منتقد ادبی ست به خوبی می‌داند که تغییر نحوی واژه‌ها در سطرها و جابجایی تصنعی اجزای جمله‌ها برای ایجاد آهنگی غیر طبیعی در شعر نه تنها باعث جذابیت نمی‌شود؛ بلکه موجب دلزدگی خواننده می‌گردد؛ از این رو در مجموعه شعر شلوغ‌تر از باد، کمتر سطری را می‌شود یافت که از این ترفند، بهره‌ای گرفته‌باشد:

...سی سال و اندی / از اول فروردین می‌گذرد / و هر سال سکوت / سهم من و / ماهی سرخی/ که با زنگ ناگهانی ساعت بی‌حال می‌شود...(ص 22

اما از توالی و تتابع اضافات که یک عامل رایج و جاافتاده برای ایجاد موسیقی در شعر سپید است؛ گاه در سروده‌هایش بهره گرفته است:... و استخاره‌ای /که مدام /در حدودِ این کوچه‌هایِ دلتنگ / از پیِ نشانیِ تو می‌دود...(ص 52

... بی‌فایده است قدم زدن در کوچه و خیابان / دست کشیدن رویِ سنگریزه‌هایِ رنگیِ شب ...(ص 54)

و همچنین از اطناب و تکرار و واج آرایی که موجب برجسته‌سازی و تاکید مفهومی و افزایش بار موسیقیایی شعر سپید می‌شود، بسیار بهره برده:

می‌ترسم / می‌ترسم / از تازیانهٔ سرخ مرگی / که در خاموشی هزار دست و درد / دهان به دهان می‌چرخد...(ص 26

بی فایده‌است / در انتظار کدام فصل درنگ کنم /تا تو دوباره عاشقم شوی /با پرنده‌ای در اوج لذت / با بار و بندیلی که نه با باد می‌آید / و نه با باران...(ص 54

در خاتمه باید اذعان داشت که مجموعه شعر «شلوغ‌تر از باد» ما را با حس و حال و فضاها و لحظات شاعرانهٔ ژرف و رنگین و بدیع بسیاری عجین می‌سازد:

آیینه‌ای لایتناهی‌ام

هر چه می‌نگری در من

عمیق‌تر

فرو می‌روی.

ـــــــــــــــــــــــــ

1. رستمی، سلبی ناز؛ مجموعه شعر شلوغتر از باد؛ انتشارات هنر رسانه‌ای اردیبهشست: 1394

2. شادخواست، مهدی؛ در خلوت روشن (بررسی نظریه‌ها و بیانیه‌ها در شعر معاصر)؛ انتشارات عطایی تهران:1384 (نقل به مضمون)


 

نخستین بانک مقالات ادبی، فرهنگی و هنری چوک

www.chouk.ir/maghaleh-naghd-gotogoo/11946-01.html

دانلود ماهنامه‌هاي ادبيات داستاني چوك

www.chouk.ir/download-mahnameh.html

شبکه تلگرام کانون فرهنگی چوک

https://telegram.me/chookasosiation

اینستاگرام کانون فرهنگی چوک

http://instagram.com/kanonefarhangiechook

دانلود نمایش‌های رادیویی داستان چوک

www.chouk.ir/ava-va-nama.html

دانلود فرم ثبتنام آکادمی داستان نویسی چوک

www.chouk.ir/tadris-dastan-nevisi.html

بانک هنرمندان چوک صحفه ای برای معرفی شما هنرمندان

www.chouk.ir/honarmandan.html

بخش ارتباط با ما برای ارسال اثر

http://www.chouk.ir/ertebat-ba-ma.html

فعاليت هاي روزانه، هفتگي، ماهيانه، فصلي و ساليانه چوک

www.chouk.ir/7-jadidtarin-akhbar/398-vakonesh.html

دانلود فصلنامه‌های پژوهشی شعر چوک

www.chouk.ir/downlod-faslnameh.html

نظرات ...