صفحه ويژه «پرويز خمسه پور(ايرانپور)»

 

 

 

آهنگ آرا و نوازنده پیانو، شاعر و نویسنده: استاد پرویز خمسه پور (ایرانپور
ایشان در سال 1307 هجری شمسی در شهرستان رشت دیده به جهان گشود. آموختن موسیقی کلایسک و ویولن را از سال 1323 نزد یرواند ماتروسیان آغاز نمود و در سال 1330 به عنوان ویولونیست ارکستر سمفونی تئاتر اپرا و باله دولتی تاجیکستان در شهر دوشنبه مشغول به کار شد. وی اصول آهنگ سازی و علم موسیقی را از همین سال ها نزد اساتید ی چون بیرنف، زیدمان، نادژین، بالاسانیان به خوبی فراگرفت. ایشان سال ها در هنرستان های آلمان و مسکو به تدریس موسیقی مشغول بوده اند.
پس از بازگشت به ایران در سال 1358 از طرف صدا و سیما به همکاری دعوت شد و مدت یک سال در صدا و سیمای بندر عباس و سپس یک سال در صدا وسیمای استان کرمان مشغول به کار شد، وی از سال 1369 در پی دعوت دانشگاه صنعتی شریف ، به تدریس موسیقی پرداخته و گروه موسیقی دانشگاه شریف (آرمان ) را بنیان نهاد.
استاد از بدو تاسیس گروه موسیقی دانشگاه صنعتی شریف بر فعالیت های گروه در زمینه موسیقی نظارت داشته اند و کلیه آثار گروه از ساخته های ایشان می باشد.
وی تا کنون و طی این سالها آهنگ های بسیاری بر اشعار شاعران کلاسیک ایران – ملا محسن فیض کاشانی ، خواجو کرمانی ، عطار نیشابوری ، مولا جلاالدین بلخی ، حافظ ، بابا طاهر ، شهریار و
شاعرا ن دیگر ساخته است که توسط خود و یا با نظارت ایشان توسط گروه موسیقی در دانشگاه های مختلف تهران و برخی شهرستانها به اجرا در آمده است .
استاد در پی رسالتی که بر دوش خود احساس می کند هیچ گاه از فعالیت دست بردار نیست و به طور جدی و با تلاشی پیگیر، هر روز در پی خلق آثار بدیع در موسیقی ایران زمین و گشترش موسیقی آرمان در کشور عزیزمان ایران می باشد.

استاد خمسه پور از حدود سن 16 سالگی موسیقی را آغاز نمودند و سالهای عمر پر تلاش خود را در راه آموختن موسیقی ایران و جهان و با هدف رشد و شکوفایی و سامان دادن آن گذراندن و هم اکنون در سن 83 سالگی با وجود مشکلات بسیار دست از تلاش و کوشش در این زمینه بر نداشتند

استاد در کنار موسیقی به سامان دادن و درست کردن زبان پارسی توجه دارند سروده های بسیارزیبای ایشان که میراث فردوسی میباشد نشان از آرمان بزرگ ایشان در بسامان نموده زبان پارسی است.

 

اگر تو آیی،

من هم آیم،

نا آیان هم آیند؛

آیندگی شود پر از هم آیی،

دیگر نآید بمیان نا آیی،

هستان را فراگیرد بازآیی،

ایران شود آیشگاه خوش آیی.

برگردان:

If you're coming,

I'm coming,

not comings are coming;

future is filled with convention,

among other disappointing not to come,

the existence encompasses coming again,

Iran will be presence of welcome.

 

من می اندیشم آنسان،
چسان نمی اندیشد کس؛
نیز می گویم آنسان،
چسان نمی گوید کس؛
پس می نویسم آنسان،
چسان نمی نویسد کس؛
برای این می استم بی هم اندیش و بی همگوی و بی همنویس و بی همکس.
 
*

 I think like that,

not thinking other one like that;

 also speak like that,

not speaking other one like that;

 so I write like that,

not writing other one like that;

that's why I'm without like-minded, interlocutor, co-author and partner.

نظرات ...