صفحه ویژه «مریم سادات ذکریایی»

 من در تاریخ 28 خرداد ماه سال 1358 در تهران، محله نارمک متولد شدم. به گفته شاهدان عینی (اعضای خانواده و بستگان) در هشت ماهگی حرف می زدم و در 19 ماهگی کتاب حسنی نگو یه دسته گل را از حفظ می‌خواندم. همه اینها حاصل تلاش و ممارست مادرم بود که به سؤالات بی‌شمار من از صبح تا شب پاسخ می‌داد.

دوران دبستان و راهنمایی را با نمرات درخشان و معدل بالا به انجام رساندم و در دوران دبیرستان به پیشنهاد مشاور مدرسه در رشته ریاضی مشغول تحصیل شدم. در دوران دانشگاه، در رشته کاردانی ریاضی گرایش دبیری ادامه تحصیل دادم. اما بعد از چهار ترم با وجود نمرات خوب و موفقیت در تحصیل، انصراف دادم و در رشته علوم تربیتی گرایش مدیریت و برنامه ریزی آموزشی در دانشگاه پیام نور شهر ری مشغول تحصیل شدم. در تمام این مدت و از زمانی که هنوز مهر دیپلمم خشک نشده بود، در تعدادی از مدارس غیر انتفاعی راهنمایی و دبستان پسرانه و دخترانه منطقه 4 تهران معلم ریاضی و مربی امور تربیتی بودم. از دوران راهنمایی شروع کردم به خواندن کتابهای آموزش داستان نویسی و نقد داستان و رمانهای مشهور و گمنام، داستانهای کوتاه، مجلات، روزنامه ها، نشریات و خلاصه هرچه به دستم می رسید و می دیدم که ارزش خواندن دارد، می خواندم. مدت هفت سال معلم بودم و طرح عادت به مطالعه و داستان نویسی را که شیوه ی ابداعی گروهی بود که از طرف آموزش پرورش منطقه چهار انتخاب شده بودیم، در مدارس اجرا می کردم. در زمان دانشجویی از طرف واحد فرهنگی دانشگاه به برگزاری کلاسهای آموزش داستان نویسی و تدریس پرداختم. پس از پایان تحصیلات که سه سال و نیم به طول انجامید، به شهرستان پیشوا نقل مکان کرده و در آنجا ساکن شدیم. دو ترم متوالی در دانشگاه آزاد واحد ورامین- پیشوا به تدریس و آموزش داستان نویسی مبادرت ورزیدم.در همان زمان با اداره حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس جنوب شرق استان تهران آشنا شدم و در واحد ادبیات اداره مشغول فعالیت شدم. یک دوره دبیر انجمن داستان دفاع مقدس گردیدم و به تدریس پرداختم.

داستان های کوتاه و بلند متعددی نوشته ام که از سال 1380 تا کنون در مجلات و نشریات سراسری کشور از جمله: اطلاعات هفتگی، زن روز، دنیای جوانان، جوانان امروز، ایم، سروش جوان، روزهای زندگی، آشیانه دوستی، سرگرمی خانواده، خانواده سبز، خانه سبز و ... به چاپ رسیده است. در دو دوره مسابقات کتابخوانی اداره آموزش و پرورش منطقه چهار حائز رتبه برتر گردیدم و در همایش سخنرانی دانشجویان سراسر کشور، نفر دوم و همایش دانشجویان مبتکر، نفر اول و در جشنواره های متعدد داستان نویسی حائز رتبه گردیدم. در همایش پژوهشگر برتر شهرستان ورامین نیز به عنوان یکی از پژوهشگران برتر شهرستان انتخاب شدم.

دبیر سرویس فرهنگی نشریات دانشجویی دانشگاه محل تحصیل و سردبیری برخی از نشریات اداره حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس جنوب شرق استان تهران را به عهده داشته ام.

سال 1384 در جشنواره داستان 57 کلمه ای با موضوع انقلاب که از سوی خانه پیشکسوتان هنر برگزار شد، جزو ده نفر برتر بودم. و به دلیل همین برگزیده شدن، در روز بزرگداشت حماسه هفدهم شهریور سال 57، از سوی برنامه خط مستقیم شبکه 5 سیما به عنوان مهمان برنامه و جوان موفق دعوت شدم و داستانهای برگزیده شده را قرائت کردم.از آن سال تا کنون در جشنواره های متعددی حائز رتبه برتر گردیده ام. از جمله برای کتاب بپاخاستگان دیروز، در جشنواره دوسالانه کتاب سال دفاع مقدس، حائز رتبه شایسته تقدیر شدم.

تا کنون دوازده کتاب به چاپ رسانده ام:

1)گمشده در بیراهه، نشر عابد، تهران، سال 1383

2)مثل یک ناجی، انتشارات اطلاعات،تهران، سال 1385

3)بپاخاستگان دیروز، نشر روزگار، تهران، سال 1388

4)وقتی نیامد، نشر پر تهران شهر، تهران، سال 1388

5)قسم به صف شدگان، نشر صاحب الزمان، ورامین، 1389

6)نقطه صفر مرزی، نشر صاحب الزمان، ورامین، 1390

7)هفت سین روی خاک، نشر کنگره سرداران و ده هزار شهید مازندران، 1390

8)نّشیلو(کتاب خاطرات سردار شهید علیزاده)، کنگره سرداران و ده هزار شهید مازندران،‌1391

9)وقت رسیدن انار (خاطرات کوتاه شهدای روستای کلاگر محله جویبار)،کنگره سرداران و ده هزار شهید مازندران،1391

10)به مساحت آسمان (خاطرات شهدای مهندسی جنگ جهاد مازندران)،کنگره سرداران و ده هزار شهید مازندران، 1392

11)آشنای دریا (خاطرات سردار شهید محسن اسحاقی به روایت همسر)، نیروی دریایی سپاه، 1393

12)می شود از اینجا هم فرار کرد(خاطرات آزاده، علی احدی نژاد)، نیروی دریایی سپاه، 1394

برای ما از بهشت بگو (زندگی نامه‌ و خاطرات شهید علی اختیاری)در دست چاپ

سینه‌ای شکافت، زبانی شکفت (خاطرات خانم زهرا کشاورزیان، مبلغ در کردستان) در دست چاپ

ساعت سه، وقت رهایی(خاطرات یکی از فرماندهان اطلاعات عملیات لشکر 27 محمد رسول الله در دوران دفاع مقدس) دردست چاپ

لبخند تو برمی گردد (خاطرات یکی از نیروهای پدافندهوایی سپاه در دوران دفاع مقدس) در دست چاپ

به مدت سه سال از تاریخ آبان 1390 تا تیرماه 1393 پژوهشگر و محقق دو نهاد: بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مازندران، کنگره سرداران شهید استان مازندران بودم. و چند سال است پژوهشگر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان مازندران هستم. اکنون نیز پژوهشگر مجموعه تدوین عملکرد پدافند هوایی سپاه در دوران دفاع مقدس هستم. مصاحبه های متعدد با جانبازان و آزادگانو خانواده‌های شهدا داشته‌ام. بارها از سوی برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی به عنوان بانوی موفق حضور داشته‌ام. دو سال در نیروی دریایی سپاه پاسداران، کارشناس ویراستار بخش آثار دفاع مقدس در واحد مشاور عالی فرماندهی در امور خانواده ندسا هستم.

 

 

کتاب پرواز با دست‌های بسته: زندگی نامه داستانی شهید سهراب بخشی از شهدای غواص عملیات کربلای چهار در تاریخ دی ماه سال 1365 که زاده‌ و ساکن شهرستان جویبار از توابع استان مازندران بود. راوی، مادر شهید است و کتاب از زوایه دید اول شخص و از زبان مادر روایت می‌شود. این کتاب در شمارگان 1000 جلد توسط انتشارات کنگره بزرگداشت شهدای استان مازندران و سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس در سال 1395 به چاپ رسیده است.

کتاب برای ما از بهشت بگو: زندگی نامه داستانی شهید زین العابدین (علی) اختیاری، زاده و ساکن شهرستان فریدون‌کنار از توابع استان مازندران که به شغل طلافروشی می‌پرداخته و در سال 1365 به شهادت می‌رسد. از زاویه دید افراد مختلفی که در طول زندگی‌ شهید با او مراوده داشته اند روایت شده است و شامل فصل‌های گوناگون از جمله کودکی، نوجوانی، مدرسه، کار و ... است. این کتاب با همکاری نشر فاتحان و بسیج اصناف و بازاریان استان مازندران در شمارگان 2000 جلد در سال 1395 به چاپ رسیده است.

کتاب منتظرش بودند که با همکاری حسین شیردل نگاشته شده زندگی نامه داستانی شهید ابراهیم نامدار می‌باشد که در سال 1365 به شهادت رسیده و زاده و ساکن روستای کلاگر محله از توابع شهرستان جویبار استان مازندران است. این شهید پیکرش در تفحص سال‌های پس از پایان جنگ تحمیلی پیدا می‌شود. کتاب از زاویه دید سوم شخص دانای کل محدود به روایت زندگی شهید پرداخته است. صفحه‌آرایی این کتاب به عهده جناب اقای حامد سعادتی بوده است که از جمله نویسندگان دفاع مقدس است. این کتاب توسط انتشارات امینان که مدیریت آن به عهده جناب آقای سخنور رییس مجمع ناشران دفاع مقدس- و با همکاری سازمان نشر آثار و ارزشهای مشارکت زنان در دفاع مقدس بوده است.

کتاب دلی شکاف، زبانی شکفت: خاطره شفاهی و روایت خاطرات زهرا کشاورزیان از زاویه دید اول شخص و از زبان خانم کشاورزیان به بیان و شرح زندگی اش از تولد تا کنون پرداخته است و قسمت پررنگ کتاب، خاطرات دوران دفاع مقدس ایشان است. این کتاب توسط انتشارات سرو سرخ وابسته به بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس استان مازندران در شمارگان 2000 جلد به چاپ رسیده است.

کتاب آسمان من: تاریخ شفاهی و سرگذشت زندگی امیر سرتیپ خلبان کیکاووس گزوف از خلبانان نیروی هوایی ارتش است که بنده محقق این کتاب بوده و مصاحبه‌های آن به عهده اینجانب بوده است. تدوین کتاب به عهده خانم زینب بابکی بوده است. این کتاب در شمارگان 2000 جلد و توسط انتشارات سرو سرخ وابسته یه بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس استان مازندران به چاپ رسیده است.

نظرات ...

  • شهناز

    ارسال شده در 2016-01-29 20:17:27

    با سلام به شما بابت این همه موفقیت تبریک می گویم امیدوارم موفق و موید باشید دوست عزیزم

    جواب به این نظر