ترانه «مهدی موسوی نیا»

بازم خونه رو آب وجارو بکش

بذار کوچه بازم معطر بشه

بپاش عطرتو توی زلف نسیم

بذار هر چی موجوده مادر بشه

تو اونی که دریا مرید نگات

همونی که خورشید تو خندته

اگه گل کنی باغ عاشق میشه

اگه وایسی کوه شرمنده

کنارت نشستن یه دنیاییه

بکش دستتو باز هم رو سرم

بذار تا نگاهت کنم. مهربون

چقد مادری بهت میاد مادرم

گل قالی خونه دلتنگته

که بازم نوازش روحشو

یه چن روزه سجادت عاشق شده

که مرهم بشی روح مجروحشو

یه رازی نشسته تواشکای من

که میخواد جهانو پریشون کنه

نگاهم نکن آخه چشمای من

نمیتونه این رازو پنهون کنه

اگرچه چراغ غزل سوت وکور

اگرچه زمین و زمون خسته هست

همون کودک سالهای قدیم

هنوز بر سر عهدی که بسته هست

از اینجا نمیرم که دلتنگتم

واسه من همین یک وجب جا بسه

همین جا واسم خوبه که هر نفس

صدای نفس هات به من میرسه

نظرات ...