شعر وترانه كودك «ليلا وصالي»

چاپ ایمیل تاریخ انتشار:

دیدگاه‌ها   

#6 لیلا وصالی 1392-08-10 04:03
نقل قول:
سلام دوست خوبم
اینجور تخیلات بین بچه ها خیلی طرفدار داره، از اون شعرهایی است که اگه بخونم، خواهرزاده و برادر زاده هام میگن "بازم اون خرس بخون که ترسیده بود...همون که غول بی ادب داشت! ... :))
سلام بر شما دوست خوب من
چقدر حرف های شما دوستان خوبم دلگرم کننده و انرژی بخشه.امیدوارم کودکان هم نظرشون مثل شما باشه و از این کار لذت ببرن.گرچه قسمت هایی که فکر می کردم پیام اخلاقی شعر رو در خودش داره حذف شده اما همین هم اگر بتونه جلب توجه کودکان رو بکنه خوش حال میشم
بازهم از محبتت ممنونم اعظم جان :)
#5 لیلا وصالی 1392-08-10 03:59
نقل قول:
سلام. شعر قشنگی بود.مخصوصا اون قسمت شعر که میگه هنوز هم از ترس به من چسبیده افرین.به خرسه خیلی خندیدم.از همه چیز که بیشتر خندیدم نقاشی اطراف شعره...از خرسه پیداست کلا خودش ترسوست بیچاره ترس تو صورتش موج میزنه...ولی نگاه خوکه کن خیلی مظلومه طریقه نشستنش رو نگاه کن با نوع نگاه کردنش ...حالا نگاه اون فردی که خرسه رو بغل کرده خیلی چشمای وحشتناک و عبوسی داره من که بزرگسالم ازش میترسم چه برسه ی کوچولویی اونو ببینه... اینو که نوشتم کلی دارم میخندم اینقدر که اب از چشام داره میاد....باور کن
سلام بر شما جناب مختار و بسیار سپاس گزارم از این همه دقت نظرتون! نوع نگاه شما برای بنده هم خیلی جالب بود.البته دوستان کانون فرهنگی چوک و مسئول ادبیات کودک سرکار خانم رضایی زحمت تصویرگری شعر رو کشیدن اما نکاتی که شما بهشون توجه داشتید و فرمودید میتونه خیلی در امر تصویرگری راهگشا باشه
باز هم از لطف جنابعالی سپاس گزارم و خوش حالم که تااین حد براتون مفرح بوده :)
#4 اعظم-نون 1392-08-09 11:17
سلام دوست خوبم
اینجور تخیلات بین بچه ها خیلی طرفدار داره، از اون شعرهایی است که اگه بخونم، خواهرزاده و برادر زاده هام میگن "بازم اون خرس بخون که ترسیده بود...همون که غول بی ادب داشت! ... :))
#3 مختار 1392-08-08 12:29
سلام. شعر قشنگی بود.مخصوصا اون قسمت شعر که میگه هنوز هم از ترس به من چسبیده افرین.به خرسه خیلی خندیدم.از همه چیز که بیشتر خندیدم نقاشی اطراف شعره...از خرسه پیداست کلا خودش ترسوست بیچاره ترس تو صورتش موج میزنه...ولی نگاه خوکه کن خیلی مظلومه طریقه نشستنش رو نگاه کن با نوع نگاه کردنش ...حالا نگاه اون فردی که خرسه رو بغل کرده خیلی چشمای وحشتناک و عبوسی داره من که بزرگسالم ازش میترسم چه برسه ی کوچولویی اونو ببینه... اینو که نوشتم کلی دارم میخندم اینقدر که اب از چشام داره میاد....باور کن
#2 لیلا وصالی 1392-08-06 22:42
سلام
شاید! شاید هم کمی رئالیستی-رومانتیستی بود! ترکیبی از تخیلات کودکانه و واقعیت هایی که برای کودکان اتفاق می افته.
ممنونم از توجه شما و حضور سبزتون جناب ابراهیم
#1 ابراهیم 1392-08-06 17:39
جالب بود ، یکم هم ترسناک! :)

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جلسات ادبی تفریحی

jalasat adabi tafrihi

اطلاعات بیشتر

مراسم روز جهانی داستان با حضور استاد شفیعی کدکنی، استاد باطنی و استاد جمال میرصادقی
جلسات ادبی تفریحی کانون فرهنگی چوک
روز جهانی داستان و تقدیر از قبادآذرآیین سال 1394
روز جهانی داستان و تقدیر از فریبا وفی سال 1395
یازدهمین جشن سال چوک و تقدیر از علی دهباشی شهریور 1395

جلسات کارگاهی آزاد

jalasat kargahi azad

اطلاعات بیشتر

تماس با ما    09352156692

اشکال یابی جوملا

جلسه

اطلاعات مشخصات

حافظه استفاده شده

پرس و جو پایگاه داده