شعری از «ژوزپ په اونگارت تی» مترجم «ابوالحسن هاشمی نژاد»

 

جائی که نور

همچون کاکلی مواج

در نسیم ملایم ،روی چمن های سبز،

آرام به آغوش من بیا.

این دنیا را،

و بد و خوب را،

ورنج بیشمار من در جنگ را ،

رد پای سایه های خاطرات را

درافق سرخ یک روز تازه

فراموش می کنیم

جائی که نور دیگر برگ را تحریک نمی کند،

از غم ها و رویا ها اثری نیست،

جائی که شب ،آرام است،

بیا تورا

به تپه های طلائی می برم .

زمان ساکن ، رها از سن وسال

درهاله نا پیدایش

بالا پوش ما خواهد بود

نظرات ...