شعری از «دئری تیشنا» مترجم «شهریار شفیعی»

 

و بعد، تو آمدی
چون بهار ِ بعد ِ زمستان
و تو آمدی
چون نسیمی ملایم
در گرمایی سوزان
و تو آمدی
چون روئیدن گلهای معطر
بر زمینی بی ثمر
و تو آمدی
چون طوفانی
که درون مرده ی مرا بر انگیخت
و تو آمدی
چون پرتو نوری بعد از شبی افسرده
و تو آمدی
چون لبخندی صمیمانه بعد از غم

و بعد
تو آمدی
و تو
بسیار شبیه عشقی.

نظرات ...